مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

506

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

گويند ميان سعدى و سياوش بن كيكاوس داستانى روى داد به مانند داستان يوسف و زليخا كه او را به خويشتن خواند به زشتى ، و گويند سعدى دلباختهء او شده بود و براى دلربايى از سياوش نيرنگها ساز كرد . اگر چه سياوش هرگز اجابت نكرد . سعدى نزد پدرش از وى شكايت كرد تا سياوش را به زندان افكندند و كمر به قتل وى بست . خبر به رستم رسيد دانست كه از نيرنگ سعدى است ، آمد و او را از خانه بيرون برد و سرش را بريد ، و سياوش در سرزمين ترك كشته شد و شهريارى كيكاوس صد و پنجاه سال بود و آنچه ما در اين داستان ياد كرديم امكان‌پذير است مگر داستان سيمرغ . گويند در ناحيهء جنوب پرنده‌اى هست كه حيوانى مانند فيل يا بزرگتر از آن را با خويش مىبرد و در باب سرنوشت داستانى آورده‌اند كه به روزگار سليمان ( ع ) سيمرغ [ 1 ] دخترى را با خويش برد و خداى داناتر است [ 2 ] . [ كيخسرو ] پس از كيكاوس ، كيخسرو فرزند سياوش بن كيكاوس به شهريارى رسيد و شصت سال پادشاهى كرد . آنگاه كىلهراسب جبّار صد و بيست سال پادشاهى كرد و هم اوست كسى كه بيت المقدس را ويران كرد و يهوديان را كه در آنجا بودند آواره كرد و هم اوست كه شهر بلخ گزين ( بلخ الحسناء ) را بنياد نهاد . [ گشتاسب ] آنگاه پسرش گشتاسب بن كىلهراسب شهريار شد و در روزگار او بود كه زردشت ، پيغامبر مجوس ، ظهور كرد و مردم را به مجوسيّت خواند و مردم به دو گرويدند و به دو روى آوردند . او آتشكده بنياد نهاد و هيربذان را بر آن گماشت و مخالفان خويش را كشت و هم اوست كه بهران نياى بهرام چوبينه را در رى به مقام بلندى تعيين كرد .

--> [ 1 ] در متون عربى همه جا سيمرغ به عنقا ترجمه شده است . [ 2 ] رك : حياة الحيوان الكبرى چاپ قاهره ، 1954 ، ج 2 ، ص 162 و نيز عجايب المخلوقات ، زكريا قزوينى ، در حاشيهء همان كتاب ، ج 2 ، ص 279 .